من برگشتم
نمیدونم از کجا باید شروع کنم یا از چی باید بگم ولی خوب هر طوری بود برگشتم.
هنوزم اونجا سرده هنوزم اب قطعه هنوزم هیچ کدوم از خونه ها اب ندارن هنوزم....
نمیدونم نمیدونم نمیدونم.
با تلاش زیاد و به سختی خودمو رسوندم سمنان که اینجا هم بدتر بود حالا هم که منه مریضه بیچاره افتادم تو خونه.
نمیدونم نمیدونم
اه اصلا دیگه دلم نمیخواد بنویسم. اصلا حوصله خودمو هم ندارم.
+ نوشته شده در سه شنبه 27 بهمن1383ساعت 8:2  توسط شازده کوچولو
|
